تبليغاتX
دست نوشته های پاره شده - نقشه خطرناك ايران براي فروپاشي اقتصاد آمريكا در كل جهان

دست نوشته های پاره شده

سیاسی ، اجتماعی ، انتقادی

سايت معتبر آمريكايي «خانه شفاف‌سازي اطلاعات» از حمله اتمي ايران به آمريكا در ماه مارس آينده خبر داد؛ حمله‌اي كه به جاي استفاده از بمب هسته‌اي، با بورس نفتي ايران، امپراتوري اقتصادي آمريكا را به مبارزه مي‌طلبد.

دكتر «كراسمير پترو» در مقاله تحليلي خود در سايت «information clearing house»، با اشاره به سوابق امپراتوري‌هاي جهان در تاريخ، تنها پشتوانه امپراتوري اقتصادي آمريكا را فروش نفت در جهان با قيمت دلار خوانده و تأكيد كرده است، راه‌اندازي بورس نفت ايران در ماه مارس و آغاز فروش نفت با يورو، بخش زيادي از كشورهاي پرقدرت جهان از اين رويه ايران حمايت كرده و به اين ترتيب، امپراتوري اقتصادي آمريكا بر جهان، فرو خواهد پاشيد.


در اوايل قرن بيستم، اقتصاد آمريكا به تدريج بر اقتصاد جهان حاكم مي‌شد. ارزش دلار آمريكا وابسته به قيمت طلا بود و بدون افزايش يا كاهش و تنها بر مبناي قيمت طلا ارزش‌گذاري مي‌شد، اما انحطاط بزرگ اين كشور، ناشي از تورم ايجاد‌شده بين سال‌هاي 1921 تا 1929 و كمبود بودجه بالني دولت بعدي، حمايت دلار آمريكا با طلا غيرممكن شد. اين امر باعث شد تا «روزولت» در سال 1932 دلار را از طلا جدا كند. تا همين‌جا، ممكن بود آمريكا به خوبي بر اقتصاد جهان حاكم شده باشد، اما از ديدگاه اقتصادي هنوز امپراتوري نشده بود. ارزش ثابت دلار به آمريكا اجازه نداد تا سودهاي اقتصادي خود را از كشورهاي ديگر به وسيله دلارهاي قابل تبديل به طلا، افزايش دهد.

از نظر اقتصادي، امپراتوري آمريكا از سال 1945 و با «Berton Woods» متولد شد. دلار آمريكا قابل تبديل كامل به طلا نبود، اما تنها براي دولت‌هاي خارجي تبديل به طلا بود. اين امر از دلار، ارزي جهاني ساخت، اما اين كار غيرممكن بود، چراكه در طول جنگ جهاني دوم، آمريكا متحدانش را در ازاي دريافت طلا، تغذيه مي‌كرد كه بخش عمده طلاي جهان را در آن دوره به دست آورد اما بنا بر مقررات «Berton Woods»، ارزش دلار در چهارچوب دسترسي به طلا محدود باقي مي‌ماند. سياست‌هاي دهه 60 آمريكا در تأمين مالي جنگ ويتنام و تغذيه جامعه، باعث از دست رفتن دلارهاي آمريكا و ايجاد تورم مالياتي در اين كشور شد؛ تورمي كه ناچار به مردم اين كشور تحميل مي‌شد و متعاقبا اين تورم مالياتي به ديگر كشورها نيز آسيب مي‌رساند.

با تقاضاي طلا از سوي ديگر كشورها در قبال دلار آمريكا طي سال‌هاي 1970 و 1971، دولت آمريكا با رشوه‌خواري سودمندي روبه‌رو شد و اساسا خود را به عنوان يك «امپراتوري» مطرح كرد.

از آن زمان، براي بقاي اين امپراتوري و گرفتن ماليات از ديگر كشورها، آمريكا بايد دنيا را مجبور به پذيرش دلارهاي خود در قبال كالاها مي‌كرد و براي اين كار يك دليل اقتصادي خوب وجود داشت و آن، «نفت» بود. در سال 1971 روشن شد كه آمريكا نمي‌تواند، دلارهايش را با طلا حمايت كند و در پي آن در سال‌هاي 1972 و 1973 با بستن پيمان‌هايي با عربستان سعودي موافقت شد تا در ازاي حمايت آمريكا از آل‌سعود، آنان نيز تنها دلار آمريكا را در قبال نفت‌هايشان بپذيرند. ديگر كشورهاي عضو «اپك» نيز مجبور به پيروي از آنان بودند. دنيا به حربه نفت به هر ميزان و هر قيمتي نيازمند بود و اين باعث افزايش تقاضا براي دلار آمريكا شد.

پيامد اقتصادي اين قضيه، حمايت دلار، اين بار توسط نفت بود. تا زماني كه دلار تنها ارز مورد قبول در نفت بود، تسلط آن بر جهان نيز تضمين شده بود و امپراتوري آمريكا مي‌توانست از ديگران ماليات بگيرد و در حقيقت، حقانيت اين امپراتوري وابسته به نفت شد. به اين ترتيب، هر كشوري كه در قبال نفت، متقاضي ارز ديگري غير از دلار مي‌شد، با فشارهاي سياسي و حتي نظامي، مجبور به تغيير عقيده مي‌شد.

كسي كه براي نخستين بار اين كار را كرد، صدام حسين بود؛ او در سال 2000، نفت را با يورو معامله كرد. در ابتدا توجهي به قضيه نشد، اما بعدها كه روشن گرديد منظور وي تجارت است، فشارهاي سياسي آغاز شد.

زماني كه ديگر كشورها مانند ايران نيز متقاضي دريافت «يورو» و «ين» شدند، اين خطر آشكارتر شد و نياز به واكنشي فوري بود. حمله بوش به عراق، نه به خاطر تمايلات هسته‌اي اين كشور و نه به خاطر گسترش حقوق بشر و دمكراسي. بلكه براي تسلط بر منابع نفتي اين كشور بود تا بتواند ارزش دلار و در نتيجه امپراتوري آمريكا را حفظ كند و البته هشداري به كشورهاي ديگر بود.

تاريخ نشان داده است كه امپراتوري‌ها به دو دليل به جنگ متوسل مي‌شوند:
1ـ براي دفاع از خود
2ـ داشتن منافعي در جنگ

همان‌گونه هم كه «پل كندي» در كتاب خود «ظهور و سقوط قدرت‌هاي بزرگ» مي‌گويد: يك بحران نظامي مي‌تواند به از بين رفتن منابع اقتصادي و سرانجام فروپاشي يك قدرت منجر شود، منافع منابع نفتي عراق، ارزش حضور چندساله نظامي در اين كشور را ندارد، اما درواقع در اين مورد، دو ماه پس از اشغال عراق، ديگر كسي از يورو براي خريد نفت استفاده نمي‌كرد و برنامه «نفت در برابر غذا»ي عراق هم پايان يافت. دلار باز هم به ارز جهاني براي خريد نفت تبديل گرديد. بوش پيروزمندانه از جت جنگي خود پياده شد و اعلام كرد: مأموريت انجام شد، اما به خوبي از دلار آمريكا و در نتيجه امپراتوري آمريكا دفاع كرده بود.

بورس نفت ايران
دولت ايران، سرانجام موفق به توليد سلاح اتمي خود شد؛ سلاحي كه مي‌تواند به آرامي، سيستم مالي نفوذناپذير امپراتوري آمريكا را نابود كند. اين سلاح، بورس نفتي ايران است كه در مارس 2006، بازگشايي خواهد شد. اين بورس، مبتني بر معامله نفت با يورو خواهد بود كه به طور طبيعي، يورو را در برابر نفت قرار مي‌دهد. از ديدگاه اقتصادي، اين، تهديد بسيار بزرگ‌تري نسبت به صدام است، چراكه همه را وادار به اين كار خواهد كرد.

اروپايي‌ها ديگر براي تأمين نفت خود، دلار نمي‌خرند، بلكه با واحد پولي‌شان، اين كار را انجام مي‌دهند، چراكه اين كار، باعث ايجاد اعتماد و شرايطي مطلوب براي يورو مي‌شود.


چيني‌ها و ژاپني‌ها هم به شدت از اين كار استقبال مي‌كنند، چراكه آنان هم ديگر نيازي به خريد دلارهاي آمريكا ندارند و خود را در برابر تنزل قيمت دلار، بيمه مي‌كنند. آنان احتمالا يك بخش از دلارهاي خود را نگه مي‌دارند و بخش دوم را سريعا از چرخه اقتصادي خود خارج كرده و براي بخش سوم آنها در پرداخت‌هاي آتي براي جايگزيني آنها با يورو استفاده مي‌كنند.

روسيه نيز با پذيرش يورو منافع اقتصادي عظيمي را به دست خواهد آورد. عمده رابطه آنها با كشورهاي اتحاديه اروپا، كشورهاي صادركننده نفت، يعني چين و ژاپن است. آنها كه علايق بالاي ناسيوناليستي دارند، با در آغوش كشيدن يورو، به آمريكا خنجر زده و از خونريزي او، لذت مي‌برند.

كشورهاي عرب صادركننده نفت نيز با اشتياق تمام از يورو در برابر دلار رو به افزايش استقبال مي‌كنند. عمده تجارت آنها نيز مانند روس‌ها با كشورهاي اروپايي است.

در اينجا تنها انگليس است كه بر سر دوراهي سختي قرار مي‌گيرد. آنها داراي شراكت استراتژيك و سنتي با آمريكا بوده و روابط طبيعي را نيز با اروپا دارند؛ بنابراين، دلايل زيادي براي چسبيدن به برنده اين بازي دارند. آيا آنان با ديدن سقوط تدريجي شريك طولاني‌مدت خود، باز هم پشت او را مي‌گيرند يا نه، وي را رها مي‌كنند؟

ما هنوز نبايد فراموش كنيم كه دو بورس بزرگ نفتي جهان، بورس‌هاي نيويورك و لندن هستند كه به طور مؤثري توسط آمريكايي‌ها اداره مي‌شوند. اين احتمال قوي‌تر به نظر مي‌رسد كه انگليس نيز با اين كشتي، در حال غرق فرو مي‌رود و يا با شليك‌ گلوله‌اي به پاي خود، بورس لندن را متغير مي‌كند. به هر حال، براي بقاي پوند انگليس، بنا بر دلايلي، انگليسي‌ها به احتمال زياد به خاطر فشار آمريكايي‌ها، يورو را نمي‌پذيرند. در غير اين صورت، بورس لندن هم با تغيير ارز به يورو، ضربه مرگبار ديگري به دلار و شريك استراتژيك خود مي‌زند.

در هر صورت با صرف‌نظر از تصميم انگليس، آمريكايي‌ها نيز اجازه نخواهند داد كه اين اتفاق رخ دهد و براي همين از استراتژي‌هاي بسياري استفاده مي‌كنند تا اين عمليات را خنثي كنند.

خرابكاري آمريكا در اين روند، با يك ويروس كامپيوتري شبكه‌اي يا مخابراتي، يك حمله سروري و يا حمله‌اي 11 سپتامبروار به تجهيزات كامپيوتري بورس ايران، يك احتمال است.
كودتا يك راه قابل دسترس ديگر است.

مذاكره با شرايط قابل قبول و با توجه به محدوديت‌ها، راه‌حلي عالي براي آمريكايي‌هاست كه منافع آمريكايي‌ها را نيز تهديد نمي‌كند. به هر حال، اگر گزينه‌هاي قبلي شكست بخورد، اين راه، بهترين استراتژي است.

قطعنامه سازمان ملل هم بي‌شك، مورد تمايل همه كشورهاي شوراي امنيت نيست.
حمله اتمي يكجانبه، بدترين گزينه ممكن است كه احتمالا آمريكايي‌ها از اسرائيل براي انجام اين هدف كثيف، استفاده مي‌كنند. نخست به اين دليل كه نيروهاي آمريكايي، فعلا درگير دو جنگ مجزا هستند.

دوم آن‌كه آمريكايي‌ها با اين كار از ديگر ملل قدرتمند جدا مي‌شوند و سوم آن‌كه ديگر كشورهاي دلارمحور نيز براي تلافي افزايش قيمت دلار و جلوگيري از افزايش بي‌اندازه قدرت نظامي آمريكا، دلار را از اقتصاد خود خارج مي‌كنند.
و سرانجام اين‌كه ايران، متحدان استراتژيك قدرتمندي دارد كه مي‌توانند خود را وارد جنگ كنند؛ متحداني مانند چين، هند و روسيه.

به هر حال، اين راه‌حل هرچه باشد، از ديدگاه اقتصادي، بورس نفتي ايران، باعث شوكه شدن قدرت‌هاي اقتصادي و انحطاط ارزش دلار و نيز به شتاب تورم در آمريكا و فشار بر منافع طولاني‌مدت آمريكا منجر مي‌شود
+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 0:59  توسط مسعود عسکری  |