تبليغاتX
دست نوشته های پاره شده

دست نوشته های پاره شده

سیاسی ، اجتماعی ، انتقادی

متن موجود نمی باشد

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1385ساعت 23:19  توسط مسعود عسکری  | 

سلام

راستش امروز هم نمي خواستم آپ كنم ولي نمي دونم چي شد اولا بايد بگم روز مادر مبارك شايد بگيد خواب بودي تا حالا ولي  بايد بگم حال و حوصله قديم رو ديگه ندارم نمي دونم چي شده ولي هرچي هست بد جوري حالم بده.

بگذريم امروز گفتم براتون چند تا جوك قديمي افتضاح تعريف كنم كه حالتون بهم بخوره تا بلكه شما هم مثل من بشيد و بتونيد منو درك كنيد
ولي ديدم نه چرا اين كار رو بكنم

گفتم براتون آهنگ بزارم براي دانلود از اون اهنگ ها كلاسيك با پيانو كه همه خوابشون مي بره يا اپرا ولي ديدم به دردتون نمي خوره

ديگه تصميم خودم رو گرفتم يه عكس براتون بزارم ولي هرچي گشتم عكس مناسب پيدا نكردم آرشيوم خالي خالي بود  گفتم چاره اي نيست يه كم بريم تو سياست ولي راستش رو بخواهيد ترسيدم آخه اين چند روز بد جور بگير بگير شده
گفتم خداي نكرده منو بگيرن كي ديگه با مطالب هاي خوب به شما حال بده

نتيجه اينكه از اين يكي هم صرف نظر كردم
خلاصه امروز تصميم گرفتم برم توي نخ اجتماع مي خوام يه موضوعي رو بررسي كنم حالا اگه تا اينجا خونديد و دلتون مي خواد
يه مطلب خفن از اجتماع رو براتون تعريف كنم بريد به ادامه مطلب بريد  چون اينجا نامحرم ها مي بينن
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 1:9  توسط مسعود عسکری  | 

امروز توی یه سایت داشتم ول می گشتم که چشمم افتاد به این مطلب گفتم براتون بزارم یکم حالشو ببرید

حوادث ایران در سال ۸۴

بررسي حوادث رخ داده در جهان به خصوص در ايران همواره حاكي از آن بوده است كه بيش از 90 درصد بلايا انسان ساخت بوده و افراد به نوعي در بروز آن دست داشته‌اند.

بدين ترتيب ايران نيز نه تنها در معرض تهديد بلاياي مختلف طبيعي بوده ، بلكه وقوع حوادث انسان ساخت همچون تصادفات جاده‌اي، ريزش كوه، سقوط هواپيماها و ... با بر جاي گذاشتن تلفات، مجروحان و خسارات مالي، آسيب پذيري و خطرپذيري كشور را دو چندان كرده است.

نگاهي به حوادث رخ داده در سالي كه گذشت نيز مبين همين نكته و بازگوكننده چنين حوادثي است.


حادثه دلخراش سقوط هواپيماي C-130 در پاييز 84

به گزارش خبرنگار«حوادث» ايسنا، دهه دوم آذر ماه سال 84 در حال سپري بود كه ناگهان خبر سقوط هواپيماي نظامي «سي ـ 130 » حامل 94 سرنشين خبرنگار، عكاس، تصويربردار و تعدادي شخصيت نظامي، اذهان عمومي را جريحه‌دار كرد.

اين هواپيما، اصحاب رسانه را جهت پوشش خبري يك رزمايش نظامي از تهران به سمت چابهار مي‌برد كه دقايقي پس از پرواز بدليل نقص فني حين بازگشت مجدد و فرود اضطراري در فرودگاه مهرآباد در ساعت 13:45 در شهرك مسكوني «توحيد» واقع در سه راه آذري دچار سانحه شد.

بر اثر اين حادثه تمامي سرنشينان هواپيما و تعدادي از عابران رهگذر در محل سقوط هواپيما جان باختند كه در اين ميان خبرنگاران و عكاسان خبرگزاري‌هاي ايسنا، فارس و ايرنا و روزنامه‌هاي همشهري، كيهان و همچنين خبرنگاران و تصويربرداران واحد مركزي خبر و شبكه خبر از جمله قربانيان اين فاجعه دردناك بودند.

عمق اين حادثه به حدي بود كه سردار احمدي‌ مقدم، فرمانده نيروي انتظامي در خصوص مهم‌ترين حادثه سال جاري به ايسنا گفت: سقوط هواپيماي C-130 به دليل تحت الشعاع قرار دادن تمامي افراد جامعه از اهميت بسياري برخوردار بود.


سقوط هواپيماي فالكون در حوالي اروميه

به گزارش ايسنا، حادثه تلخ سقوط هواپيما در سال 84 تنها محدود به حادثه ناگوار C-130 نشد بلكه 34 روز پس از حادثه سقوط هواپيماي نظامي حامل خبرنگاران، يك فروند هواپيماي فالكون در 13 كيلومتري جنوب شرقي اروميه حامل 15 سرنشين نظامي سقوط كرد و در پي اين حادثه كه ساعت 10:15 نوزدهم دي ماه رخ داد، 11تن از نيروي زميني سپاه پاسداران بدليل نقص فني در هر دو موتورهواپيما، به شهادت رسيدند.


سانحه هواپيمايي بوئينگ 707 ساها در فرودگاه مهرآباد

سانحه هواپيمايي بوئينگ 707 ساها در فرودگاه مهرآباد كه در 31 فروردين ماه به وقوع پيوست، به نوعي فاتح داستان سقوط در سال 84 بود.

اين هواپيماي مسافربري با بيش از 50 سرنشين در شامگاه آخرين روز فروردين ماه، زمانيكه در پايان پرواز از كيش به تهران قصد فرود در باند فرودگاه مهرآباد را داشت، ناگهان بدليل نامعلومي در چاله‌ رودخانه كن واقع در ضلع غربي باند 29 مهرآباد كه چندي پيش از آن ريزش كرده بود، سقوط كرد و آتش گرفت.

بر اثر اين حادثه 2تن از مسافران كشته ، 47 تن مصدوم و يك كودك 4 ساله به نام «آرين» ناپديد شد و اين در حاليست كه جست و جو براي يافتن تنها ناپديد شده اين حادثه تا مدتها بدون نتيجه ادامه داشت.


آتش‌سوزي زنجيره‌اي بيش از 60 دستگاه خودرو

در خصوص حوادث آتش‌سوزي نيز مي‌توان به آتش‌سوزي زنجيره‌اي بيش از 60 دستگاه خودرو در ساعت 6 صبح يكي از گرمترين ماههاي تابستان در خيابان 17 شهريور تهران اشاره كرد.

وسعت اين حريق به حدي بود كه علاوه بر اين تعداد خودرو، تخريب بيش از 160 اصله درخت و تعدادي خانه و مغازه، خسارات مالي فراواني بر جاي گذاشت.

گفتني است اين حادثه بر اثر انداختن ته سيگار در جوي آب حاوي بنزين كه در پي سرزير شدن باك بنزين يك دستگاه تريلر كه در پمپ بنزين همان منطقه سوخت‌گيري مي‌كرد رخ داد.


آتش سوزي در كتابخانه دانشكده حقوق دانشگاه تهران

به گزارش ايسنا،آتش‌سوزي 25 آبان ماه در كتابخانه دانشكده حقوق اگر چه با تلفات جاني همراه نبود اما بدليل سوختن تعداد زيادي از كتاب‌هاي مرجع خسارات معنوي فراواني بر جامعه دانشگاهي وارد كرد.

در اين حادثه كه در ساعت 4 بامداد در مساحت دو هزار متر مربعي اين كتابخانه رخ داد، 70 درصد كتابهاي مرجع دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران بر اثر اتصالي برق كولرهاي گازي با قدمت 70 ساله در شعله‌هاي آتش سوخت و ميليون‌ها تومان خسارت بر جاي گذاشت.

پس از بررسي حوادث آتش‌سوزي به عنوان حوادث غيرمترقبه، جنايات خانوادگي از قبيل پدركشي، فرزندكشي و در نهايت خانواده‌كشي بيش از ساير موارد به چشم مي‌خورد كه اخبار منتشره از اين گونه حوادث نفش بسزايي در جريحه‌دار كردن افكار عمومي داشت.


قتل تمامي اعضاي خانواده مشهدي توسط پسر بزرگ

خبر دستگيري عامل اين جنايت در اواسط سال جاري منتشر شد.

به گزارش گروه حوادث ايسنا پرونده اين جنايت خانوادگي در حالي مورد بررسي قرار گرفت كه اين پسر جوان با همدستي دوست 24 ساله‌اش، تمامي اعضا خانواده‌ خود از جمله پدر و مادر40 ساله، خواهر 16 ساله، برادر 23 ساله را به قتل رساند.

تحقيقات پليسي در خصوص اين حادثه نشان داد: متهم در پي اختلاف خانوادگي و تصميم آني با وارد كردن ضربات چاقو و شيي سنگين، اين جنايت را رقم زد.


رسيدگي به پرونده بزرگترين جنايت خانوادگي سال

در نوع ديگري از فجيع‌ترين جنايات خانوادگي كه در ماه پاياني سال به وقوع پيوست، مردي مسلح به سلاح كلاش به همراه دو پسرش، اعضاي خانواده دو برادر خود را بدليل اختلافات ملكي به بهانه تفريح دسته جمعي به باغي برد و در يك لحظه همگي آنها را به گلوله بست و قتل عام كرد.

بدين ترتيب در اين حادثه 6 مرد و 4 زن كه همگي با يكديگر رابطه خانوادگي داشتند، كشته شدند.


قتل پسربچه 5/3 ساله رشتي توسط پدر داروساز


قتل پسر بچه 8 ساله از سوي پدر فقيري كه او را اجاره مي‌داد

در ميان پرونده جنايات خانوادگي، فاجعه فرزندكشي بيش از بيش توجه را جلب كرد كه در بررسي حوادث مربوطه مي‌توان به دو پرونده ذيل اشاره كرد:

پدر داروسازي كه پس از مشاجره لفظي با همسرش سر كودك 5/3 ساله خود را بريد از جمله اين حوادث است.

اين متهم با هويت «جعفر» در بهمن ماه بدليل بي‌توجهي همسرش نسبت به مهلتي كه وي براي بازگشت او به خانه داده بود، سر فرزند 5/3 ساله‌اش را با چاقو بريد.

از سوي ديگر پدري كه بدليل سرپيچي پسربچه 8 ساله‌اش، وي را در حالي مورد ضرب و شتم قرار داد كه يك شب پس از حادثه در بيمارستان جان باخت.

بررسي‌هاي ماموران پليس آگاهي كرج در خصوص علت اين حادثه مشخص كرد، متهم به فرزند‌كشي بدليل فقر شديد فرزند خود را به مبلغ 200 هزار تومان در سال اجاره داده بود كه سرانجام در شهريور ماه امسال در پي ضرب و شتم بر اثر خونريزي مغزي جان خود را از دست داد.


قتل جواني در متروي كرج

پرونده قتل پس جوان در متروي كرج كه روز چهارشنبه چهارم خرداد ماه 84 حوالي ساعت 18:30 رخ داد بدليل ماهيت ويژه پرونده ، با بازتاب رسانه‌اي بالايي مواجه شد.

ضارب اين پرونده كه از عوامل نيروي انتظامي بود، در بازجويي‌هاي پليسي اذعان كرد: در پي ميانجيگري ميان دو جوان كه در حال نزاع در محوطه مترو بودند، ناگهان يكي از طرفين درگيري (مقتول) پا به فرار گذاشت كه اين امر ظن مرا مبني بر اينكه احتمالا وي مجرم است، برانگيخت، از اين رو بدنبال بي‌توجهي وي نسبت به اخطار ايست اقدام به تيراندازي كردم كه به ناحيه سر وي اصابت كرد.

بر اين اساس با توجه به اظهارات متهم به قتل و شهادت شاهدان عيني، آخرين جلسه رسيدگي به اين پرونده در تاريخ 21 آبانماه در حضور خانواده مقتول پرونده متروي كرج در دادگاه ويژه روحانيت بدليل روحاني بودن متهم برگزار شد.


وقوع قتل‌هاي سريالي زنان در تهران

به گفته سردار طلايي، فرمانده انتظامي تهران بزرگ، قتل سه زن به نامهاي «مينا» 50 ساله در خيابان گاندي با 36 ضربه چاقو در تاريخ 26 آذرماه، «مهناز» 50 ساله در شهرك غرب با 5 ضربه چاقو در تاريخ 6 دي ماه و «شهره» 40 ساله با 50 ضربه چاقو در منطقه قلهك در تاريخ 11 دي ماه، كه قتلهاي سريالي زنان خانه‌دار نام گرفت، بدليل جريحه‌دار كردن احساسات عمومي از مهمترين پرونده‌هاي حوادث وقوعي در پايتخت بود.

اين دو متهم به نامهاي «اعظم» 25 ساله دانشجوي دانشگاه آزاد و «عليرضا» 29 ساله فارغ التحصيل رشته كشاورزي در پي درج آگهي فروش منزل از سوي قربانيان با انگيزه سرقت به محل مراجعه و با بدست آوردن فرصتي مناسب اقدام به بستن دست و پاي مقتولان مي‌كردند و سپس با وارد كردن ضربات چاقو به قسمت‌هاي مختلف بدن، آنها را به قتل مي‌رساندند.

گفتني است، اين دو تن علت ارتكاب جنايات فجيع را نياز شديد مالي عنوان كردند.

از پرونده‌هاي جنايي ثبت شده در سال 84 كه بگذريم مي‌توان به چند مورد سرقت و كلاهبرداري با مبالغ هنگفت اشاره كرد.


سرقت كم سابقه 5 هزار ميليارد ريالي از بانكي در تهران

سرقت 5 هزار ميليارد ريالي از بانك ملي شعبه «نارمك» از كم سابقه‌ترين سرقت‌هاي بانك بود كه سارقان با استفاده از ابزارآلاتي چون برش هوا و ساير تجهيزات موفق به باز كردن درب گاوصندوق شده و از اين طريق مبلغ هنگفتي را به جيب زدند.


دستگيري متهمان به سرقت 386 ميليون توماني از بانك صادرات «بومهن»

با دستگيري سارقان مسلح در مردادماه امسال، پرونده اين سرقت بسته شد.

اين سارقان كه در ساعت 15:30 هشتم آذرماه سال 83 ، با ايجاد رعب و وحشت از طريق تهديد اسلحه قلابي و يك كپسول گاز پيك نيك تحت عنوان شيء انفجاري مشتريان و كارمندان بانك موفق به سرقت 380 ميليون تومان تراول چك و 6 ميليون و 200 هزار تومان وجه نقد از بانك صادرات شعبه «خرمدشت» بومهن شدند.


دستگيري باند ابلق‌ها در تهران

شش تن از اعضاي اين باند به سركردگي سه برادر به نامهاي «جعفر» ، «مختار» و «اصغر» كه در نقاط مختلف اقدام به سرقت مي‌كردند.

اعضاي اين باند 43 نفره طي مدت يكماه با يكصد فقره سرقت خودرو دستگير شدند ، اين در حاليست كه اعضاي آن متهم به 30 فقره سرقت از مغازه‌ها و منازل نيز هستند.

اين باند در شهرستانهاي تهران، كرج، شهريار، قم ، خاش ، بم و ايرانشهر اقدام به سرقت مي‌كردند كه 10 تن از اعضاي اين باند پيش از اين 10 بار سابقه مجرميت داشتند.


حمله تروريستي و به شهادت رساندن 22 تن از هموطنان در محور «زابل ـ زاهدان»

به گزارش ايسنا، در اين ميان 5 روز مانده به پايان سال، حمله تروريستي اشرار حادثه تلخي را در دفتر حوادث ثبت كرد، حادثه‌اي كه در جريان آن 22 تن از هموطنان كشته شدند.

نگاهي به شرح حادثه:

در ساعت 9:40 دقيقه پنج‌شنبه شب گذشته، 12 تن از اشرار در فاصله 12 تا 15 كيلومتري مرز ايران و افغانستان، محلي كه به واسطه رملي بودن مرز مانعي وجود نداشته و فقط از طريق هوايي قابل كنترل است، وارد خاك ايران شده و در محور «زابل ـ زاهدان» اقدام به عمليات تروريستي كردند.

در اين ميان در مجموع مدت زمان عمليات 15 تا 20 دقيقه به طول انجاميد كه طي آن اشرار با لباس مبدل انتظامي و با تفكر برپا كردن فتنه قومي، وارد عمل شده و جلو خودروهاي عبوري اين مسير را گرفتند، بطوريكه تعدادي از مسافران عبوري با مشاهده اين افراد كه در لباس مبدل پليس بودند و از آنجايي كه ايست و بازرسي در اين منطقه بسيار طبيعي بوده است، خودرو را متوقف كرده و به درخواست اين اشرار از خودروها پياده شده‌اند.

در اين حين عاملان جنايت، شروع به تفكيك مردان و سرپرستان خانواده از ديگر اعضا كرده و سپس با تفكيك فارس، بلوچ، شيعه و سني، در اقدامي جنايتكارانه پس از بستن دست و دهان قربانيان آنها را به فاصله يك متر از يكديگر قرار داده و در مقابل چشمان زنان و فرزندان آنها در اقدامي جنايتكارانه مردان را به رگبار بستند.

همزمان با رسيدن ماموران به محل حادثه، اشرار متواري شده و از آنجا كه تعدادي از مجروحان كه وضعيتشان وخيم اعلام شده بود، در محل بودند اقدام به انتقال آنها به بيمارستان كردند.

هم اكنون تحقيقات پليسي جهت دستگيري تعدادي از عاملان اين اقدام تروريستي با شناسايي آنها ادامه دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت 1:34  توسط مسعود عسکری  | 

روزی که دکتر محمود قاضی طباطبايی، مجری " طرح ملی بررسی پديده خشونت خانگی عليه زنان در ۲۸ مرکزاستان کشور"، در جلسه‌ای که در دانشگاه تهران و با حضور تعدادی از استادان، دانشجويان و علاقه مندان برگزار شد، برخی از يافته‌های اين پژوهش را اعلام می‌کرد، با اعتراض تعدادی از مخاطبان خود مواجه شد.

تعدادی از آنها به او گفتند که يافته‌های اين پژوهش را قبول ندارند. چون جهت گيری خاص پژوهشگر در آن قابل تشخيص است. اوج اعتراض‌ها وقتی اتفاق افتاد که قاضی طباطبايی آمارهای مربوط به رضايت از زندگی را در باره زنان مراکز ۲۸ گانه استانی با هم مقايسه می‌کرد و گفت : " زنان تبريزی بيشترين رضايت را از زندگی خانوادگی خود دارند و کمترين ناسازگاری هم در ميان خانواده‌های تبريزی ديده می‌شود . بعد اضافه کرد که در حل اختلاف‌های خانوادگی، اين تبريزی‌ها هستند که بيشترين مهارت را دارند و اردبيلی‌ها کمترين مهارت را."

همين موقع دانشجويی از ميان جمع گفت: " استاد ، تبريزی بودن شما در رسيدن به چنين نتايجی چقدر موثر بوده است؟!"

قاضی طباطبايی سپس به بيان آمارهای مربوط به حساسيت مردان نسبت به روابط همسرانشان با سايرين، پرداخت و گفت :" بندرعباسی‌ها بيشترين و تبريزی‌ها کمترين حساسيت را در اين باره نشان می‌دهند."

گرچه آوردن نام تبريزی‌ها دوباره موجب همهمه در ميان حاضران شد، اما قاضی طباطبايی با آرامش به قرائت آمارهای خود در باره عوامل موثر بر خشونت خانگی ادامه داد: " تبريزی‌ها بالاترين کيفيت را در رابطه زن و شوهری دارند و اصفهانی‌ها پائين‌ترين کيفيت را؛ سابقه اختلافات خانوادگی در زاهدان بالاترين و در تبريز پائين ترين است؛ ميزان تحميلی بودن ازدواج در سنندج بيشترين و در تبريز کمترين است؛ مطلوبيت بهداشت روانی در خانواده نيز در تبريز بالاترين و در سنندج پائين‌ترين است؛ قدرت نمايی و زورگويی مردان در خانواده‌ در سنندج بالاترين و در مشهد پائين‌ترين است؛ ... وابستگی عاطفی به "همسر" در تبريز نسبت به ساير مراکز استان‌ها بيشترين و در شهرکرد کمترين است و احساس نابرابری و بی‌عدالتی در دسترسی به فرصت‌ها و منابع خانواده برای زنان زاهدان بيشتر از ساير زنان ايرانی و برای زنان تبريزی کمتر است. "

وقتی ميزان اعتراض‌ها بيشتر شد، مجری طرح ملی بررسی پديده خشونت خانگی، گفت : " آنچه من برای شما قرائت می‌کنم فقط آمارهای خام است و شما می‌توانيد هر جور که می‌خواهيد آن را تفسير کنيد. "



۴۵ نوع خشونت خانگی :

پژوهشگران اين طرح ملی برای اندازه‌گيری شاخص کلی خشونت خانگی عليه زنان در ايران از ۴۵ مقياس يا به قول خودشان " گويه" استفاده کرده‌اند که تعدادی از آنها عبارتند از : به کاربردن کلمات رکيک، بهانه‌گيری های پی در پی، داد وفرياد و بد اخلاقی، ايجاد فشارهای روحی با رفتار تحکم آميز، تهديد به کشتن، محروم کردن از غذا، کتک‌ کاری، مجبور کردن به کارهای خلاف عرف و شرع و قانون، جلوگيری از استقلال مالی و مجبور کردن به ديدن عکس و فيلم‌های خلاف اخلاق عمومی يا اجبار به روابط زناشويی ناخواسته.

در گزارش‌های نهايی طرح ملی بررسی پديده خشونت خانگی، هر يک از گويه‌ها در سه مرحله مورد اندازه‌گيری قرار گرفتند: در مرحله اول، ميزان وقوع خشونت خانگی از اول زندگی مشترک تا کنون و در مرحله ديگر طرز تلقی پاسخگويان از وقوع خشونت مورد نظر. هر کدام از اين آمارها به تفکيک " کل افراد مورد مطالعه " و " افراد آسيب ديده" (در گير خشونت)، ارائه شده است.

بر اساس يافته‌های اين پژوهش ملی، در مجموع تمامی افرد مورد مطالعه در سطح ملی به طور متوسط ۷/۴ مورد از گونه‌های متفاوت (۴۵ مورد) خشونت خانگی را تجربه کرده‌اند. اين ميانگين برای افراد درگير در خشونت خانگی ۱/۷ است
معنای اين آمار اين است که هر زنی که در طول زندگی مشترک خود تاکنون با خشونت خانگی درگير بوده، به طور متوسط هفت مورد از انواع اين خشونت‌ها را تجربه کرده است .

قاضی طباطبايی و همکارانش ميزان وقوع خشونت خانگی عليه زنان رادر هشت جنبه (نوع) دسته بندی و بررسی کرده‌اند. يکی از انواع اين خشونت‌ها استفاده از تهديدهای متفاوت و ايجاد مخاطره است . ۵/۲۳ درصد از زنان مورد مطالعه در اين پژوهش اعلام کرده‌اند که از اول زندگی مشترک تاکنون درگير اين نوع از خشونت بوده‌اند که مفهوم آن تهديد و شکايت به پليس و دادگاه ، ايجاد محدويت در تماس‌های تلفنی و رفت و آمدهای روزانه، تهديد به آزار و اذيت، تهديد به ترک کردن خانه ... و حتی اقدام به خودکشی است .

خشونت روانی و کلامی، رتبه نخست :

زنان ايران در ميان انواع ۹ گانه خشونت خانگی، بيشتر تحت خشونت‌های روانی و کلامی قرار دارند.

۷/۵۲ درصد از کل پاسخگويان در پژوهش ملی بررسی خشونت خانگی دقيقا اعلام کرده‌اند که از اول زندگی مشترک تا کنون قربانی اين نوع خشونت که شامل به کاربردن کلمات رکيک، دشنام ، داد و فرياد، بهانه‌گيری‌های پی در پی و ... است ، بوده‌اند.

ميانگين وقوع اين نوع خشونت برای زنانی که درگير آن بوده‌اند ، ۱۰ بار است.

رتبه بعدی از آن خشونت فيزيکی از نوع دوم است که ۸/۳۷ درصد از زنان ايرانی از اول زندگی مشترک خود، آن را تجربه کرده‌اند. اين نوع خشونت شامل سيلی زدن ، زدن با مشت يا چيز ديگر، لگد زدن و ... است .

متوسط ميزان تجربه اين نوع خشونت‌ها برای زنان درگير در خشونت خانگی ، برابر با ۴۶/۲ بار است . رتبه سوم با رقم ۷/۲۷ درصد متعلق به خشونت‌های "ممانعت از رشد اجتماعی و فکری و آموزشی" است که شامل ايجاد محدويت در ارتباط‌های فاميلی، دوستانه و اجتماعی، ممانعت از کاريابی و اشتغال و ايجاد محدويت در ادامه تحصيل و مشارکت در انجمن‌های اجتماعی است که ۳/۷۲ درصد از زنان اظهار کرده‌اند که از اول زندگی مشترک تا کنون در معرض اين نوع از خشونت همسران خود نبوده‌اند .



خشونت جنسی، رتبه آخر :

خشونت‌های جنسی و ناموسی که شامل مجبور کردن به ديدن عکس‌ و فيلم‌های خلاف اخلاق عمومی يا اجبار به روابط زناشويی ناخواسته يا غيرمتعارف می‌شود، با رقم ۲/۱۰ درصد رتبه پائينی را به خود اختصاص داده است. آمارهايی که ابعاد ميزان وقوع خشونت خانگی را در سطح ملی نشان می‌دهد، حاکی است که ۸/۸۹ درصد از زنان ايرانی گفته‌اند در طول زندگی مشترک خود هرگز قربانی خشونت‌های جنسی و ناموسی نبوده‌اند.

همچنين اکثر افراد درگير در خشونت‌های جنسی و ناموسی اعلام کرده‌اند که در حد پائين و خيلی پائين، در معرض اين نوع خشونت ‌ها بوده‌اند .

بنابراين، نتايج پژوهش بررسی خشونت خانگی در ۲۸ مرکز استان نشان می‌دهد که وقوع خشونت‌های جنسی و ناموسی در سطح ملی در مقايسه با خشونت‌های ديگر ، کمتر گزارش شده است
البته دکتر قاضی طباطبايی پس از ذکر آمار پائين خشونت‌های جنسی، اضافه کرد که با توجه به وجود نوعی الزام، جبر هنجاری، عرفی و حتی شرعی در باره اظهار چنين خشونت‌هايی در جامعه و فرهنگ ايران، به طور تلويحی می‌توان ميزان کم اين نوع خشونت ها را ناشی از خود سانسوری و نزاکت زنان مورد مطالعه دانست .

يافته‌های تحقيق قاضی طباطبايی و همکارانش در ارتباط با عوامل موثر بر خشونت خانگی نشان می‌دهد که وضعيت تحصيلی نيز بر ميزان همسرآزاری تاثير دارد.

زنان بی‌سواد بيشترين و زنان دارای فوق ديپلم و ليسانس کمترين خشونت را از اول زندگی مشترک خود تجربه کرده‌اند.

يافته‌های همين تحقيق نشان می‌دهد که ميزان تاثير سن و همچنين شاغل و يا غير شاغل بودن زن بر خشونت خانگی عليه زنان از تنوع و تفاوت‌های قابل توجهی برخوردار است.

زنان ۵۵ تا ۵۹ ساله بالاترين و زنان ۲۰ تا ۲۴ ساله پائين‌ترين مورد وقوع خشونت را در زندگی مشترک خود داشته‌اند. زنان غير شاغل نيز بيشتر و زنان شاغل کمتر خشونت را تجربه کرده‌اند .

يافته‌های يک پژوهش ديگر که در تهران انجام شده است، برخی از نتايج پژوهش ملی را در اين باره تائيد می‌کند: "ويژگی‌های فردی قربانيان همسرآزاری در مراجعه به مراکز سازمان پزشکی قانونی" عنوان پژوهشی است که توسط حسن افتخار، حسن کاکويی، آمنه ستاره فروزان و منير برادران انجام شده است. نتايج اين مطالعه توصيفی نشان می‌دهد که ۲۸ درصد از قزبانيان خشونت خانگی شاغل و ۷۱ درصد غيرشاغل بوده‌اند. از طرفی اشتغال زنان ارتباط تنگاتنگی با ميزان تحصيلات آنان داشته است.

در اين پژوهش همچنين روشن شد که هر چه مدت زناشويی افزايش می‌يابد دفعات ضرب و شتم شوهر و ميزان مدارا با خشونت خانگی افزايش می‌يابد.

اين پژوهش نشان می‌دهد که تعداد دفعه‌های ضرب و شتم شوهر با تعداد فرزندان ارتباط مستقيم دارد و هر چه تعداد فرزندان بيشتر باشد، خشونت جسمی عليه زنان هم بيشتر شده است. ضمن اينکه بين دفعات ضرب و شتم شوهر و گرايش قربانيان به طلاق و جدايی ارتباطی ديده نشده است.

پژوهش ملی بررسی خشونت خانگی ميزان تاثير شغل، درآمد ماهيانه خانوار، زبان مادری و محل بزرگ شدن را بر خشونت خانگی مورد ارزيابی قرار داده است که روشن شد ارتباط معناداری بين آنها وجود دارد.

به اين ترتيب که کارگران کشاورزی از اول زندگی مشترک تا کنون بيشترين و کارمندان و متخصصان عالی رتبه کمترين خشونت را درباره همسران خود انجام داده‌اند .

خانواده‌هايی که ميزان هزينه ماهانه آنها زير ۷۵ هزار تومان بوده بالاترين ميزان خشونت را تجربه کرده‌اند و آنها که بين ۲۲۶ تا ۳۰۰ هزار تومان هزينه داشته‌اند، کمترين خشونت را.



تاثير نوع محل سکونت بر خشونت خانگی :

همچنين خانواده‌هايی که در خانه‌های ويلايی زندگی می‌کنند، بيشترين خشونت و خانواده‌هايی که در آپارتمان سکونت دارند، کمترين خشونت را تجربه کرده‌اند .

مردانی که تا ۱۸ سالگی در روستا بزرگ شده‌اند، بالاترين خشونت را عليه زنان روا داشته‌اند و مردان بزرگ شده شهر، کمترين خشونت را.

زنانی که با همسرشان همشهری نيستند، بيشتر تحت خشونت واقع شده‌اند و البته آنها که همشهری بوده‌اند کمترين خشونت را تحمل کرده‌اند.

در اين پژوهش ارتباط زبان مادری نيز با خشونت در خانواده‌ مورد سنجش قرار داده شد و نتايجش خبر از آن می‌دهد که مردان بلوچ و لر زبان، بالاترين خشونت و مردان مازنی و گيلک زبان، کمترين خشونت را از ابتدای زندگی مشترک تا کنون نسبت به زنان خود روا داشته‌اند.



پرخشونت‌ترين دوره‌ها :

ميانگين مرتب شده دوره‌های زندگی، در بين پاسخگويان در سطح ملی بر حسب ميزان وقوع خشونت خانگی نشان می‌دهد که دوره‌های زير به ترتيب پرخشونت ‌ترين دوره‌ها برای زنان ايران محسوب می‌شوند :

۱- يک سال اول ازدواج ۲- دوران تنگناهای مالی ۳- پس از تولد فرزندان ۴- حداقل يکبار در ماه ۵- دوران ميانسالی ۶- دوران بارداری .

خلاصه يافته‌های بر‌آورد گستره خشونت خانگی در ۲۸ مرکز استان کشور ۱۲ مورد از کم شايع‌ترين انواع خشونت را در باره زنان چنين نشان می‌دهد:

۱- مجبور کردن به انجام کارهای خلاف عرف و شرع و قانون (۱/۱ درصد)

۲- کتک‌ کاری منجر به سقط جنين (۲/۱ درصد)

۳- زدن تا حد نقص عضو ( ۳/۱ درصد )

۴- زدن تا حدی که پرده گوش پاره شده است ( ۵/۱درصد)

5- زدن تا حدی که دست يا پا شکسته است ( ۲درصد)

۶- از دست دادن دندان ( ۶/۱ درصد)

۷- زدن تا حدی که فک يا بينی شکسته است ( ۵/۱ درصد)

۸- جلوگيری از نگهداری فرزندان توسط زن در زمان متارکه ( ۲ درصد)

۹- ازدواج مجدد شوهر بدون رضايت همسر اول ( ۲ درصد)

10- مجبور کردن به سقط جنين ( ۵/۲درصد)

۱۱- زدن تا حدی که دندان‌ها لق شده است ( ۵/۲ بدرصد)

۱۲- عدم مراعات بهداشت زناشويی ( ۶/۲ درصد)



نکته آخر :

اگر چه در پژوهش ملی بررسی خشونت خانگی عليه زنان برای افزايش دقت در اندازه‌گيری مفاهيم، به طور گسترده از روش مقياس سازی با استفاده از روش‌های آماری پيشرفته استفاده شده و تعداد پاسخگويان به هر يک از مفاهيم مورد نظر متشکل از يک سوم نمونه در هر مرکز استان است، اما شايد يکی از مهمترين ايراداتش اين باشد که فقط زنان مراکز استان‌ها مورد بررسی قرار گرفته‌اند و زنان ساير شهرها که چه بسا شرايط و وضعی کاملا متفاوت با زنان مرکزنشين دارند، مورد غفلت کامل قرار گرفته‌اند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آبان 1384ساعت 10:43  توسط مسعود عسکری  |