تبليغاتX
دست نوشته های پاره شده

دست نوشته های پاره شده

سیاسی ، اجتماعی ، انتقادی

بسم الله الرحمن ارحيم

 انا انزلناه فى ليلة القدر
و ما ادريك ما
ليلة القدر
 ليلة القدر خير من الف شهر

تنزل الملائكه و الروح فيها باذن ربهم

 من كل امر  سلام هى حتى مطلع الفجر

vlqhk

قدر، شب مقدرات 

ترجمه سوره قدر: ما اين قرآن عظيم الشان را (كه رحمت واسع و حكمت جامع است) در شب قدر نازل كرديم و چه تو را به عظمت اين شب قدر آگاه تواند كرد، شب قدر (به مقام و مرتبه) از هزار ماه بهتر و بالاتر است در اين شب فرشتگان و روح (جبرئيل) به اذن خدا (بر مقام ولايت نبى و امام عصر (عج) از هر فرمان (و دستور الهى و سرنوشت مقدرات خلق را) نازل مى گردانند، اين شب، رحمت و سلامت و تهنيت است تا صبحگاه. (شهود) ((شب قدر)) يا ((ليلة القدر)) مشهورترين نام اين شب است. مفسران درباره اينكه چرا اين شب را ((شب قدر)) گفته اند و ((قدر)) به چه معناست، سه معنا را انتخاب كرده اند:

1
- قدر = شرف و منزلت
((مرحوم طبرسى)) گويد: ((از آن رو به اين شب، قدر گفته اند كه داراى شرف و پايه اى بلند و شانى عظيم است. مثل اينكه گويند: مرد داراى قدر; يعنى داراى شرف و منزلت. چنان چه قرآن مى فرمايد: ((و ما قدروا الله حق قدره))، يعنى عظمت و شان خدا را آن گونه كه بايد به جا نياوردند. ((ابوبكر وراق)) گويد: ((لان من لم يكن ذا قدر اذا احياها صار ذاقدر)); آن شب ر، قدر ناميدند، از اين رو كه انسان ها با زنده داشتن آن به قدر و منزلت مى رسند. ديگران نيز گفته اند: شب قدر است، زيرا كارهاى خدايى را در آن شب پاداشى بزرگ و گران سنگ است. گروهى ديگر نيز گفته اند: شب قدر است، چون كتابى گرانبها بر پيامبرى بلند مرتبه و گرامى، براى امتى بلند پايه با دستان فرشته اى گرانقدر نازل شده است.(2) در قدر و منزلت شب قدر همين بس كه سوره مباركه (قدر) در شان آن نازل شده است.

2- قدر = تنگی و ضيق
ي
كى از معانى (قدر) ضيق و تنگى است.
اين شب را از آن رو (قدر) گفته اند كه زمين به واسطه كثرت فرود فرشتگان در آن شب، تنگ مى شود. زمين در اين شب، سرشار از فرشتگانى است كه تا سپيده دم، هم صدا با زمينيان به احياى آن شب مى پردازند و به وظايف خويش مى رسند. در اين زمينه قرآن كريم مى فرمايد: (تنزل الملائكه و الروح فيها باذن ربهم من كل امر).


3- قدر = تقدير و اندازه گيرى
ب
سيارى از دانشمندان اين معنا را پذيرفته اند; چون در اين شب، همه چيز اندازه گيرى مى شود، به آن شب قدر گفته مى شود. از جمله مقدرات اين شب، سرنوشت افراد، جامعه، حوادث و پيش آمده، مانند جنگ، زلزله، پيروزى، شكست، سعادت و شقاوت و...است. در اين شب، سرنوشت افراد و جوامع و هر آنچه با سرنوشت انسان ها ارتباط دارد، بر اساس حكمت و مصلحت رقم مى خورد. (در او تقدير و تفصيل كنند; هر كار كه مشحون به حكمت است، نقص را بر او راه نبود و هر چه در آن سال خواهد بود از آجال و اقسام، در اين شب تقدير كنند). (3)
از حضرت امام رضا (ع)، روايت شده است كه:
(...يقدر فيها ما يكون فى السنه من خير او شر اومضره او منفعه او رزق او اجل و لذلك سميت ليلة القدر) (4); اين شب را ليلة القدر ناميده اند، چون آنچه مربوط به سال است، از قبيل خوبى، بدى، زيان، سود، روزى (معيشت) و مرگ و ولادت در آن شب اندازه گيرى مى شود.
امام صادق(ع)، خطاب به (ابوبصير) فرمودند:
(يا ابا محمد، يكتب وفد الحاجه فى ليلة القدر و المنايا والبلايا و الارزاق و ما يكون الى مثلها فى قابل فاطلبها فى احدى وثلاث); اى ابو محمد، در شب قدر حاجيان مشخص شده و پيشامدها و مرگ ها و روزیها و آنچه مربوط به آن سال است تا سال آينده (شب قدر ديگر) رقم مى خورد; پس آن را در شب بيست و يكم و بيست سوم ماه جستجو كن البته اينكه خداوند بر پايه حكمت و مصلحت، تقدير امور مى فرمايد، به شايستگى و ظرفيت و حال افراد و جوامع بستگى دارد.

قدر، باران رحمتى است كه در جويبار هر فرد و هر جمع به اندازه او جارى است. شخصيت افراد به گونه اى شكل گرفته كه بعضى از آنان توان پذيرش جريان رودى وسيع از رحمت و بركت قدر را دارند و برخى ديگر، زمينه كمترى براى جذب رحمت و عنايت دارند; برخى، هيچ گونه آمادگى ندارند تا آنجا كه زمينه وجودشان چون سنگى سخت و نفوذ ناپذير است. حقيقت شب قدر از نوع حقايق قرآنى است و همان طور كه قرآن شفا و درمان است، شب قدر نيز اين گونه است: (و ننزل من القرآن ما هو شفا و رحمه للمومنين و لا يزيد الظالمين الا خسارا). (5)

قرآن غذاى سالم روح انسان هاست. اين غذاى دلپذير براى روان سالم لذت بخش است. اما اگر كسى بيمار باشد، نه تنها از اين سفره رنگين دلپذير و غذاى شفابخش بهره اى نمى برد، بلكه براى او مايه آزردگى است. از اين رو، در قسمت دوم، آيه كريمه مى فرمايد: و همين قرآن براى ستمكاران مايه تباهى و زيان است. گفتيم كه در شب قدر سرنوشت انسان ها بر اساس حكمت و مصلحت رقم مى خورد. بى گمان، اين تصميم گيرى درباره آينده اشخاص و امت ها با گذشته آنان پيوند خورده است، اما اينكه در اين شب چگونه تصميم گيرى و تقدير مى شود و چه مراحلى پشت سر گذاشته مى شود و نقش عنصر. انتخاب چيست؟

 

1- سوره قدر
2- مجمع البيان ، ج 10 ، ص 518.
3- تفسير منهج الصادقين ، ج 10، ص 303.
4- عيون اخبار الرض، ج 2 ، ص 116.
5- اسرإ ، آيه 82.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام مهر 1384ساعت 14:48  توسط مسعود عسکری  | 

دو دختر فراري كه با طرح دوستي با يك جوان، خودرو 24 ميليوني‌اش را سرقت كرده بودند توسط ماموران كلانتري 163 ولنجك دستگير شدند.

سرهنگ مصطفي جليلي، رييس كلانتري 163 ولنجك در تشريح روند دستگيري اين دو متهم به سرقت به خبرنگار ايسنا گفت: مقارن ساعت 16:30 دقيقه شب گذشته در پي تماس صاحب مزون لباس با مركز فوريت‌هاي پليسي 110 مبني بر سرقت مبالغي پول توسط دو مشتري دختر، ماموران گشت به محل اعزام شده و دو متهم را در حالي كه قصد سوار شدن به خودرو را داشته، دستگير كرده و به كلانتري انتقال دادند.

وي افزود: متهمان كه داراي ظاهري آراسته بودند با اين ادعا كه مشتري ثروتمندي هستند، با داد و فرياد دستگيري خود را يك اشتباه توصيف كرده و قصد خروج از كلانتري را داشتند؛ اما زماني كه در بازرسي از آنها مبلغ 2هزار دينار پول مسروقه از مغازه به همراه دو تراول چك يك ميليون ريالي كشف شد،آنها لب به اعتراف گشودند.

به گفته رييس كلانتري ولنجك اين دو متهم به نام‌هاي «شرلي» 22 ساله و «نازنين» 16 ساله روز شنبه 23 مهر ماه با ورود به يك مزون لباس واقع در ولنجك خود را به عنوان مشتري معرفي كرده و خريدي بالغ بر 83 هزار تومان انجام داده و با فريب فروشنده بعد از سرقت مبلغي پول از كيف دستي و پرداخت بيعانه 6 هزار توماني از مغازه خارج مي‌شوند.

سرهنگ جليلي افزود: بدين ترتيب خانم فروشنده چند ساعت بعد زماني كه كيف پولش را جست و جو مي‌كند از ناپديد شدن پول‌هايش مطلع مي‌شود اما با وجود خودرو مزداي مشتري‌هاي جوان و آراسته هيچ شكي به آ‌نها نمي‌كند .

وي گفت: اين دو سارق جوان در روز بعد به همان فروشگاه لباس مراجعه كرده و قصد خريد لباس‌هاي انتخابي خود را با مبالغ مسروقه داشتند ، اما آشفتگي و اضطراب آنها در برخورد با فروشنده منجر به شك مالباخته شده و در پي تماس وي با پليس، هر دو متهم دستگير شدند.

به گزارش ايسنا ماجراي سرقت اين دو دختر جوان به سرقت مبالغي پول ختم نشد و هوشياري ماموران در كلانتري مشخص كرد: خودروي مزداي متهمان نيز از روز چهارشنبه 20 مهر ماه مسروقه اعلام شده است.

بدين ترتيب متهمان به نام «نازنين» كه از دختران فراري بوده و داراي سوابق منكراتي است در تحقيقات پليس اعتراف كرد: روز چهارشنبه با اغفال مرد جواني مبني بر زيبا بودن سگش در فلكه اول صادقيه سوار خودرو شده و به همراه دختر فراري ديگري بعد از طرح دوستي به بهانه گرسنگي از مرد جوان درخواست كردند از رستوراني در همان نزديكي پيتزا خريداري كند.

اما زماني كه جوان فريب خورده براي خريد پيتزا از خودرو پياده شد «نازنين» 16 ساله به همراه همدستش اقدام به سرقت خودرو كرد.

نازنين در اظهاراتش مدعي شد: به دليل قصد سوء جوان مالباخته خودرو را سرقت كرده و تنها قصدش گوشمالي دادن جوان فريب خورده بوده است.


همچنين در ادامه تحقيقات از متهمان مشخص شد «شرلي» 22 ساله داراي يك دستگاه تلفن همراه سرقتي است.

او در اعترافاتش مدعي شد: در پي امتناع از مصرف مشروب با «نازنين» در خانه دوست وي، به شدت با هم درگير شدم و براي انتقام، تلفن همراه دوستش را سرقت كردم.

بدين ترتيب پرونده اين دو دختر فراري 16 و 22 ساله به اتهام ارتكاب سه فقره سرقت جهت تحقيقات بيشتر روانه آگاهي تهران شد.

به گزارش ايسنا، «نازنين» متهم اصلي پرونده سرقت به خبرنگار ايسنا، گفت: تك فرزند خانواده است اما در پي طلاق مادرش و ازدواج مجدد پدر، به دليل ناساگاري شديد با نامادري از دي ماه سال گذشته از خانه‌ خود واقع در شرق تهران متواري شده است.

«نازنين» 16 ساله كه در تمام مدت گفت‌وگو سيگار مي‌كشيد با اظهار اين كه از سه سال قبل كوكائين و شيشه مصرف مي‌كند، گفت: اولين بار توسط دوست پسرم، در پارك كودك اقدام به مصرف كردم و از آن موقع تاكنون اقدام به شرب خمر و مصرف انواع مواد مخدر كرده‌ام و درآمدم را نيز از طريق روابط نامشروع تامين مي‌كردم.

«شرلي» ديگر متهم پرونده سرقت نام واقعيش را «شقايق» عنوان كرد و افزود: در يكي از محلات جنوب شهر در حالي زندگي مي‌كردم كه هر بار مجبور بودم مادرم را كه معتاد تزريقي بود از گوشه دستشويي پارك‌ها جمع كنم و خرج زندگي دو برادرم 14 و 10 ساله‌ام را تامين كنم.

او در حالي كه در ابتداي مصاحبه‌اش مدعي بود 22 ساله و مطلقه است اظهار كرد: به خاطر كتك‌هاي شوهرش از دست او فرار كرده اما دقايقي بعد با ادعاي تازه‌اي مبني بر اين كه تنها 13 سال دارد درباره‌ فرارش گفت: از 8 ماه قبل اقدام به فرار از منزل كردم، چون تحمل فشارهاي حاصل از اوضاع آشفته زندگي را نداشتم و در پي آشنايي با تعدادي دختر فراري، طي اين مدت در منزل يك سريدار زندگي كردم.

وي علت عدم بازگشت به منزلش را وضعيت چهره‌اش عنوان كرد و افزود: به شدت از گذشته پشيمانم و به محض آن كه آثار گذشته از صورتم محو شود قصد بازگشت به نزد برادران كوچكم در خانه را دارم.
منبع
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1384ساعت 1:10  توسط مسعود عسکری  | 

امروز که داشتم سری به آمار وبلاگم می زدم چند تا چیز جالب دیدم

  1. بابا دم خودم گرم از کشور های آمریکا، فنلاند سوئد،و بریتانیا هم بازدید کننده داشتمفکر کن.
  2. تازه گوگل هم سنگ تموم گذاشته و تا حالا ۵۹۶ تا بازدید کننده برای وبلاگم پیدا کرده بازم دمش گرم از بقیه جستجو گرها بهتره
  3. حرف سوم هم تازگی ها یکی از دوستانم رفته توی کار طراحی وبلاگ هرکی می خواد قالب وبلاگش رو یه گرد گیری بکنه قالبش رو برای میلم بفرسته تا براش بتکونم.خودتون کفتون می بره
  4. راستی توی خبر نامه عضو بشید تا هم براتون جوک و شعر بفرستم هم از به روز رسانی وبلاگ خبر دار شوید.
  5. در ضمن این وبلاگ با بیش از ۵۰۰ بازدید در روز محل مناسبی برای تبلیغ وبلاگ شماست اگر خواستید لینک بدهید فقط توی قسمت نظرات بفرمایید تا به صورت کاملا رایگان در این وبلاگ تبلیغ شود  T-Rex 2 






+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم مهر 1384ساعت 14:21  توسط مسعود عسکری  | 

این هم یه مطلب برای رو کم کردن دختر ها حالا باز بگید دختر ها مرتب ومنظم و سریع هستن

 پسر ها:

 - با ماشين ميرن به بانک، پارک ميکنن، ميرن دم دستگاه عابر بانک.
۲- کارت رو داخل دستگاه ميذارن.
۳- کد رمز رو ميزنن، مبلغ درخواستی رو وارد ميکنن.
۴- پول و کارت رو ميگيرن و ميرن.

دخترها:

۱- با ماشين ميرن دم بانک.
۲- در آينه آرايششون رو چک ميکنن.
۳- به خودشون عطر ميزنن.
۴- احتمالاً موهاشون رو هم چک ميکنن.
۵- در پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن.
۶- در پارک کردن ماشين خيلی مشکل پيدا ميکنن.
۷- بلاخره ماشين رو پارک ميکنن.
۸- توی کيفشون دنبال کارتشون ميگردن.
۹- کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه.
۱۰- کارت تلفن رو ميندازن توی کيفشون.
۱۱- دنبال کارت عابربانکشون ميگردن.
۱۲- کارت رو وارد دستگاه ميکنن.
۱۳- توی کيفشون دنبال تيکه کاغذی که کد رمز رو روش ياداشت کردن ميگردن.
۱۴- کد رمز رو وارد ميکنن.
۱۵- ۲دقيقه قسمت راهنمای دستگاه رو ميخونن
۱۶- کنسل ميکنن.
۱۷- دوباره کد رمز رو ميزنن.
۱۸- کنسل ميکنن.
۱۹- دوست پسرشون رو صدا ميزنن که کد صحيح رو براشون وارد کنه.
۲۰- مبلغ درخواستی رو ميزنن.

۲۱- دستگاه ارور (خطا) ميده.
۲۲- مبلغ بيشتری رو درخواست ميکنن.
۲۳- دستگاه ارور (خطا) ميده.
۲۴- بيشترين مبلغ ممکن در خواست ميکنن.
۲۵- انگشتاشون رو برای شانس رو هم ميذارن.
۲۶- پول رو ميگيرن.
۲۷- برميگردن به ماشين.
۲۸- آرايششون رو توی آينه عقب چک ميکنن.
۲۹- توی کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن.
۳۰- استارت ميزنن.
۳۱- پنجاه متر ميرن جلو.
۳۲- ماشين رو نگه ميدارن.
۳۳- دوباره برميگردن جلوی بانک.
۳۴- از ماشين پياده ميشن.
۳۵- کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر ميدارن. (حواس نمی‌ذار برای آدم)
۳۶- سوار ماشين ميشن.
۳۷- کارت رو پرت ميکنن روی صندلی کنار راننده.
۳۸- آرايششون رو توی آينه چک ميکنن.
۳۹- احتمالاً يه نگاهی هم به موهاشون ميندازن.
۴۰- مندازن توی خيابون اشتباه.
۴۱- برميگردن.
۴۲- ميندازن توی خيابون درست.
۴۳- پنج کيلومتر ميرن جلو.
۴۴- ترمز دستی رو آزاد ميکنن. (ميگم چرا انقدر يواش ميره)
۴۵- ...

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم مهر 1384ساعت 13:52  توسط مسعود عسکری  | 

Image Hosted by PicVista.com برای مشاهده تصویر بزرگ کلیک کنیدنظر هم بدید کلیک کنید
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم مهر 1384ساعت 14:11  توسط مسعود عسکری  | 

1.     یه پسر خوب وقتی تو پیاده رو راه می ره به دختر ها تنه نمیزنه

2.     یه پسر خوب با یه 206 آلبا لویی توی بالا شهر الاف دنبال .......... نمی گرده

3.     یه پسر خوب چراغ قرمز رو به خاطر اینکه داداش دوست دخترش افسر راهنمایی رانندگیه رد نمی کنه

4.     یه پسر خوب وقتی می خواد سوت بزنه دقیقاً این کار رو پشت سره 3 تا دختره انجام نمیده

5.     یه پسر خوب وقتی می خواد چت کنه در به در دنبالID  دختر ها نمی گرده

6.     یه پسر خوب هیچ وقت شماره تلفنش رو به کسی که توی روم با هاش چت کرده نمی ده

7.     یه پسر خوب مخ باباشو نمی زنه که براش یهMP3 Player  با ظرفیت 120 GB  بخره!!!!!

8.     یه پسر خوب Password  شو از اسم دوست دخترش انتخاب نمی کنه

9.     یه پسر خوب یه تراول پنج میلیونی رو توی جیب شلوارش که سوراخه نمی زاره

10. یه پسر خوب برای تفریح لب به سیگار نمی زنه

11. یه پسر خوب توی پارتی های شبانه هر چی که بهش دادن نمی خوره

12. یه پسر خوب برای بدست آوردن پس ورد دوستش به اون فایل Magic به جای عکس بازیگر ها  نمی ده

13. یه پسر خوب بعد از خوردن غذا ظرف ها رو می شوره البته تا موقعی که زن نگرفته

14. یه پسر خوب توی کنکور با سکه 10 تومانی تست نمی زنه

15. یه پسر خوب وقتی توی وبلاگ مطلبی رو می خونه نظر می زاره(اگه خوب هستید نظر یادتون نره)

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم مهر 1384ساعت 1:18  توسط مسعود عسکری  | 

در مراسم افتتاحيه بازي‌هاي بانوان كشورهاي اسلامي، «سارا كورشي»، تنها عضو آمريكايي اين مسابقات، به همراه مربي‌اش در حال فيلمبرداري از رژه تيم آمريكا از سوي تماشاگران به شدت تشويق شد.

«سارا كورشي»، تنها ورزشكار آمريكايي شركت‌كننده در چهارمين دور مسابقات ورزشي بانوان مسلمان بود.

به گزارش «كريستين ساينس مانيتور»، اين دونده نيمه‌استقامت آمريكايي، نمي‌دانست حال كه به عنوان نخستين ورزشكار زن آمريكايي ـ از زمان پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1979 ـ در رقابت‌هاي ورزشي ايران شركت مي‌كند، چه چيزي انتظار او را خواهد كشيد. او حتي با خود پرچم راه‌راه و ستاره‌دار آمريكا را آورده بود و مطمئن نبود كه آيا ايرانيان اجازه استفاده از اين پرچم را در مراسم افتتاحيه به او خواهند داد، يا خير اما به عنوان تنها شركت‌كننده آمريكايي در اين دور از مسابقات، هيچ جاي نگراني براي وي وجود نداشت.

سارا گفت كه مسئولان ايراني از قبل، يك پرچم بزرگ آمريكا را تدارك ديده بودند!
سارا با اشاره به 25 سال اختلاف بين ايران و آمريكا مي‌گويد: خيلي شگفت‌انگيز است كه مي‌توانيم مردم يك كشور را همان‌گونه كه هستند بشناسيم، بدون توجه به آنچه دولت‌هايشان مي‌گويند. او مي‌گويد: يكي از اهداف من از آمدن به ايران، پر كردن برخي فاصله‌هاست و به اين وسيله مي‌خواهم به ايراني‌ها نشان دهم كه مردم آمريكا به آنان و فرهنگشان علاقه‌مند هستند.


رقابت براي به دست آوردن مدال، جايگاه دوم را در ذهن سارا اشغال كرده بود، چراكه او مي‌خواست تجربه ديدار از ايران و شركت در مسابقه‌اي را كه 1700 زن جوان از چهل كشور جهان ـ از رشته هندبال گرفته تا پرش ارتفاع ـ در آن شركت داشته‌اند، به دست آورد.

كورشي، پيشگام دوي 1500 متر بود كه بر اثر كسالت و بيماري مجبور به كناره‌گيري شد، اما او نقطه توجه و علاقه رسانه‌هاي ايراني قرار گرفته است، به ويژه روزنامه‌نگاراني كه خواهان آگاهي از ديدگاه‌هاي او درباره روابط پرتنش ايران با آمريكا هستند.

او مي‌گويد: من از اين‌كه يك مسلمان ورزشكار آمريكايي هستم، افتخار مي‌كنم؛ من ايران را دوست دارم، آمريكا را هم دوست دارم.
كورشي دو ماه پيش اين شانس را به دست آورد كه فراخوان مسابقات ورزشي بانوان مسلمان را در آمريكا دريافت كند. او مي‌گويد: در آمريكا هيچ‌كس نامي از اين مسابقات نشنيده بود.

به نوشته «كريستين ساينس مانيتور» كورشي را مي‌توان «سفير حسن نيت» دانست. مسلماني كه والدين او پاكستاني هستند و هم‌اكنون دانشجوي سال آخر رشته پزشكي دانشگاه «روجستر» است. سال گذشته، او مدرك كارشناسي ارشد خود را در رشته بهداشت عمومي از دانشگاه هاروارد گرفت. وي پس از مراسم اختتاميه بازي‌هاي تهران، به مدت يك هفته به آمريكا بازگشت و سپس تصميم داشته كه براي دومين بار جهت گذراندن واحدهاي يك ساله زبان عربي و قرآني به قاهره برود. او از قوي شدن زنان از طريق ورزش سخن مي‌گويد و اميدوار است كه روزي در آينده، كار خود را در زمينه بهداشت عمومي در خاورميانه آغاز كند.

به اين ترتيب، برداشت‌هاي مثبت كورشي از ايران براي نخستين بار، در كلاس مطالعات زنان شكل گرفت و بعد هم استاد ايراني او در اين بين تأثيرگذار بود. وقتي كورشي در رقابت‌‌هاي ورزشي كالج آمريكايي خود شركت مي‌كرد، از شلوار استفاده مي‌نمود تا پاهايش پوشيده باشد. دانشگاه نيز به وي اجازه روزه‌داري در ماه رمضان را داده بود. كورشي در تهران هم براي خريد مانتو به تجريش رفته بود.

اين ورزشكار مسلمان مي‌گويد: مي‌خواهم درباره اين سفر خود چند مقاله بنويسم. او اميدوار است كه تجربه‌اش باعث شود كه روزي آمريكا و ايران به يكديگر نزديك شوند.

«كريستين ساينس مانيتور» در ادامه آورده است كه ايراني‌ها عميقا علاقه زيادي به حضور او در ايران و دريافت‌ها و احساسات او از كشورشان دارند. كورشي نيز در پاسخ مي‌گويد كه مردم و دوستان آمريكايي او نيز بسيار علاقه‌مند خواهند بود، از زبان كسي كه از كشوري ملاقات كرده كه بوش آن را بخشي از «محور شرارت» مي‌خواند، چيزهايي بشنوند.

سارا مي‌گويد: من فكر مي‌كنم مردم آمريكا نسبت به شنيدن اين سخنان بسيار مشتاق باشند، زيرا وقتي آمريكاييان مي‌شنوند كه شما مي‌خواهيد به ايران برويد، گوش‌هايشان تيز مي‌شود.
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1384ساعت 13:6  توسط مسعود عسکری  | 

این وبلاگ هک نشده

جون مدیر سایت تبیان درس مدرسه امونمو بریده وگرنه چنان براتون آپ می کردم که کف نه سقفتون ببره یعنی از وسط وسط!!!!!

اما چه می شه کرد بعضیا هرچی می نویسیم کش می رن می تونید ببینید3 نخاله

اما من خیلی مهربونم

راستی چه کرده این تبیان

اکانت مجانی می ده برید حالشو ببرید البته فقط روزی ۲ ساعت

اینترانت هم داره این پس وردش

user:  tebyannet

password:  tebyannet

این هم شماره چند تا شهر که با این شماره ها می تونید وصل بشید

موس را روی شهر مورد نظر برده تا شماره تلفن شهر ظاهر شود

کرمان

اصفهان

مشهد

قم

تهران

اراک

يزد

اهواز

زاهدان

همدان

خرم آباد

بندرعباس

قزوين

شهرکرد

کرجی های عزیزم بلند شن بیان تهران وصل بشن می خواستید نرید کرج

کرجی ها ناراحت نشن یه نکته تمام شهر ها غیر از قم از خطوط پر سرعت استفاده می کنند بیچاره بچه قمی ها

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مهر 1384ساعت 23:7  توسط مسعود عسکری  |