روزگاری دیگر گفتند : رافضی ! پس سالیان دراز تقيه کرديم و عشق به مولايمان را پنهان ساختيم
پس برای ساليان سال انها « حمله » کردند و ما فقط انکار کردیم . آیا در آن سالها کسی پيدا شد تا داد زند: که ای جباران عالم ! " من رافضی ام "
دیروز نیز قوم موبور چشم زاغ که بر پايه جاهليت مدرن تمدنی پوشالی بنا کرده اند کلاه شاپو بر سرمان گذاشتند تا از فرق سر تا نوک پا فرنگی شویم . به آنها که مطيع نشدند گفتند : مرتجع ! . سالها سعی کرديم تا این « حمله» را دفع کنيم
امروز به مسلمانی که جانش را بکف گرفته پيکار می کند تا پوزه مستکبر و قلدر را بخاک بمالد می گویند : تروريست !
انها « حمله » می کنند و من ديگر کنار نميروم ، که بر « حمله » شان « پاتک » می زنم . پس فریاد میزنم : من عجم ام . من رافضی ام . من مرتجع ام . من ايرانيم


